المنسوب لإمام الرضا (ع) (مترجم: حجازى)
61
صحيفة الإمام الرضا (ع) (فارسى)
پيامبر ( ص ) فرمود : من نيز در نامگذارى او به پروردگارم سبقت نمىگيرم . در اين حال جبرئيل ( ع ) فرود آمد و عرض كرد : اى محمد ! خداى بلند مرتبه تو را درود مىفرستد و مىفرمايد : على در پيشگاه تو به مانند هارون در برابر موسى مىباشد ، جز اينكه پس از تو پيامبرى نيست ، بنا بر اين پسرت را به اسم پسر هارون نامگذارى كن . پيامبر ( ص ) فرمود ، اى جبرئيل نام پسر هارون چيست ؟ جبرئيل گفت : [ شبر ] پيامبر ( ص ) فرمود : زبان من عربى است . جبرئيل گفت : او را حسن نام گذار . أسماء گفت : سپس پيامبر ( ص ) او را حسن ناميد . پس از آن هنگامى كه حسن ( ع ) هفت روزه شد ، پيامبر اكرم او را به دو قوچ كه سفيدى آنها از سياهى آنها بيشتر بود عقيقه كرد ، و به قابله قوچى بخشيد . و سر حسن ( ع ) را تراشيد و به وزن موى او نقره صدقه داد و سپس سر حسن ( ع ) را روغنى خوشبو ماليد . و فرمود : اى اسماء ، خون از آداب جاهليت است . سپس اسماء گفت : چون يك سال از تولد حسن ( ع ) گذشت ، حسين ( ع ) تولد يافت . در اين هنگام پيامبر ( ص ) بر من وارد شد و فرمود : پسرم آرا بياور . حسين ( ع ) را به او دادم در حالى كه وى را به جامهاى سپيد پوشانيده بودم . آن حضرت در گوش راست وى اذان و در گوش چپش اقامه گفت ، و او را در دامن خود نهاد و گريه كرد . أسماء گفت : عرض كردم ، پدر و مادرم فداى شما ، گريه شما براى چيست ؟